مثل هیچکس....
مثل هیچـــــــکس....
همه دنیا بخواد و تو بگی نه
نخواد و تو بگی آره تمومه...
همین که اول و آخر تو هستی
به محتاج تو محتاجی حرومه
تو همیشه هستیمی
این منم که از تو دورم
من که بی خورشید چشمات
مثل ماه سوتو کورم
نمیخوام وقتی تو هستی
آدم آدمکا شم
چرا عادتم تو باشی!؟
میخوام عاشق تو باشم
تازه فهمیدم بجز تو
حرف هیچکی خوندنی نیست
آدما میان و میرن
هیچکی جز تو موندنی نیست
منو از خودم رها کن
تا دوباره جون بگیرم
خسته ام از این عقل خسته
من میخوام جنون بگیرم
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در سه شنبه سوم شهریور 1388 ساعت 3:59 | لینک ثابت |
روز مـــــــــــــــادر
روز مــــــــــــادر....
روز مادر يعنی باز هم بهونه مادر گرفتن....
بهونه ی بوسيدن خستگی دستهايی که عمری به پای باليدن تو چروک شد
بهونه ی در آغوش کشيدن او که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود
عصاره ی همه ی مهربانی ها را گرفتند و از آن مادر ساختند (ويليام شكسپير)
ص ـــــــ داي نم نم ِ بارون ِ بهار
غربتِ چشماتُ يادم مياره
کوچه هاي خيس و باروني ِ شهــر
بوي دلتنگي هاي تو رُ داره
مــــادرم منو ببخش، منو ببخش
اگه من قدر ِ تو رُ نمي دونم
اگه دورم من ازت ، غصـــه نخور
خودمُ يه روز بهت مي رسونم
مادرم ماه مني ، ماه مني
گل من، هميشه همراه مني
هميشه چشمـــــــــــاي نازنين ِ تو
اين دوتا پنجره ي رو به بهشت
با نگــــــــــاه مهربونشو ن مي گن
اسمتُ بايد تو آسمون نوشت
دل ِ من لايق چشمـاي تو نيست
مادرم، مادر خوب و نازنين
اي پري ، فرشــــته ي آسموني
آخه کي آورد تو رُ روي زمين؟!
مادرم ماه مني ، ماه مني
گل من، هميشه همراه مني
آنگاه که فرشتگان در آسمان ها سر در گوش يکديگر
نهاده و نجواگرانه نغمه هاي پر شور عشق را سر مي دهند
هرگز نمي توانند کلمه اي آسماني تر از کلمه ي مادر بيابند
کاش کي مي شـد ب هت ب گم چ ه ق در صد ات رو دو ست دا رم
چ ه ق د ر مث ل ه بچ گ ي هـ ا م لا لا ي ي هـا ت رو دو ست دا رم
ساد گي ه ات رو دو ست د ارم ، خس تگي ه ات رو دو ست دا رم
چــ ـاد ر نم از و زي ر لب ، خــ ـدا خد ات ر و دو ست دا رم
کا شــــــک ي رو طاق چه د لت آ ينه و شم عــــــ ـدون مي ش دم
تو دش ــت ه اب ري ه چش ات يه ق ط ـره با ر و ن ميشــ ـدم
کاشــ کي مي شـد يه دشتـ ـه گ ل بر ات لا لايي بخــــــ ونم
يه آس م ون نرگ س و يا س ر و با غ ه دس تا ت بنش ون م
بخو اب که مي خو ام ت و چشــــــ ا ت ستا ره ها مو بشما رم
پيش ـم بم ون که تا اب د د نيا ر و ب ا ت و دو ست دا رم
دنيــــــ ــــا اگ ه خ و ب اگ ه بد ، ب ا تو بر ام ديدني ــــــــه
باغ ـــه گله ايه اطل سي با تو بر ام چيد نيــــ ــــه
مادر؛ کلمه ای که " میم " آن از محبت، " آلف " آن از الفت، " دال "
آن از دوستی، و " ر " آن از رحمت گرفته شده است.
مادران روزتان مبارک
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 ساعت 13:40 | لینک ثابت |
نــــوروز 88
عـــــید اومــــده.....
عید اومده نوروزه چه فصل پر امیدی
فردا رو چه دیدی.....فردارو چه دیدی
شاید که یه روز توام به آرزوت رسیدی
فردا رو چه دیدی....فردا رو چه دیدی
توکل به خدا کن..برو بختو صدا کن
سر سفره ی هفتسین واسه خوشبختی دعا کن
دیگه فصل بهاره، خوشی بر سر کاره
پس عشق کنو دست بزنو شادی به پا کن
فردا رو چه دیدی..گذشته ها گذشته ،به آینده نگاه کن
فردارو چه دیدی...فردا رو چه دیدی...فردا رو چه دیدی
عید اومده امسال، با عطر گل یاس
لذت ببر از زندگی،خوشحالیو بشناس
چشمای همه منتظر مژده ی فرداست
فردا رو چه دیدی...فردارو چه دیدی
عید اومده..نوروزه و یک سال جدیدی
فردارو چه دیدی...فردارو چه دیدی
تو چشمای من نگاه نکن با نا امیدی
فردارو چه دیدی......فردارو چه دیدی
عید اومده نوروزه ...چه فصل پر امیدی
فردا رو چه دیدی....فردا رو چه دیدی
عید اومده نوروزه ...چنین سالی ندیدی
فردا رو چه دیدی ....فردا رو چه دیدی
شاید که یه روز توام به آرزوت رسیدی
فردارو چه دیدی....فردا رو چه دیدی
فرا رسیدن نوروز ۸۸ رو به همه ی دوستان عزیزم تبریک میگم....
امید وارم سال خوبی رو در پیش رو داشته باشید
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در جمعه سی ام اسفند 1387 ساعت 0:43 | لینک ثابت |
خـــــدایـــــا....
خـــــــــــــدایــــا
خدا یا من در کلبه ی فقیرانه ی خود چیزی دارم...
که تو در عرش کبریائی خود نداری....
مـــــن چـــــــون تــــویــــی دارم....
و تــــو چــــــون خــــــودی نـــــداری....
خدایا....خـــــــــدایا..چه تنها و درمانده ام
غــریبـــــی ز هــــر درگهــــــی رانــــــده ام
به سوی تو می آیم امشب ، که از دل کلامه
کـــــلامه تــــو در گـــــوش جــــان خــوانده ام
مــن جــسمم تو روح مــن...
مـــن کشتــی تو نــوح مــن....
مـــن زخـــمم تـــو مرحــمــی
مــــن ظلــمت تو روشنـــی ،
مــــن راهــــی تــو مونـــدنــی....
مــــن تنــــها ، تو همـــدمــی
تــو اولبــن و آخـــرین ، برای مــن کــه عاشقــم....
عــزیزتریــن همسفــری در همــه ی دقــایقــم
درگــاهت.... سجــده گــاه مــن،
بگــذر از گنــاه مــن....مــن خــلقم تو خالقــی....
ســر تاپــا...شــوق گــفتنـــت
در حـــــال شـــکفتنـــم...
مـــن از راه تــو وامقـــی....
تــو اولبــن و آخـــرین ، برای مــن کــه عاشقــم....
عــزیزتریــن همسفــری در همــه ی دقــایقــم
هـــم غـــایب، هـــم حــــاضر،
هـــم شـــاهد ،هـــم نـــاظـــر....
هــــم سکــوت ، هــم صـــدا
هـــم دردی...هــــم درمــون،
هـــم پیـــدا..هـــم پنـــهان...
هـــــم با مـــن ،هـــم جــــدا
تــو اولبــن و آخـــرین ، برای مــن کــه عاشقــم....
عــزیزتریــن همسفــری در همــه ی دقــایقــم
دلیل قاطـــع هستـــی..صفـــای عالــــم مستـــی،
چــه تــرس از درد بــی درمــان...کــه دارم چـــون تــو درمانـــی
چـــه بــاک از کفـــر احـــریمن.....تو در مـــن نــور ایمانــی
تــو اولبــن و آخـــرین ، برای مــن کــه عاشقــم....
عــزیزتریــن همسفــری در همــه ی دقــایقم
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در پنجشنبه هشتم اسفند 1387 ساعت 4:17 | لینک ثابت |
سالروز تخریب حسینیه ی دراویش نعمت اللهی بروجـــــرد توسط عده ای اوباش وبسیجی نما
سالروز تخریب حسینیه ی دراویش نعمت اللهی بروجـــــرد
توسط عده ای اوباش وبسیجی نما
امشب از اون شباس که من،دوباره دیونه بشم
تو مستی و بی خبری، اسیر می خونه بشم
امشب ازاون شباس که من، دلم می خواد داد بزنم
تو شــــهر این غریبه ها، دردمو فریاد بزنم
دلم گرفت از آسمون،هم از زمین، هم از زمون
تو زندگیم چقدر غـــمه، دلم گرفته از هــــمه
ای روزگار لعنتی،تلخه بهت هر چی بگم
من به زمینو آسمون، دست رفاقت نــــمی دم
از این همه در به دری، تو قلــب من قــــیامته
چه فـــــایده داره زندگی، بی انتهای طاقـــــته
از این همه در به دری ، دلم رسیده جون من
به داد من نــــــمی رسه ، خــــدای آسمون من
آشیان من بی چاره ، اگر سوخت چه باک
فـــکر ویران شــدن خانه ی صیاد کنید
چراغی را که ایزد بر فروزد......هر آنکس پف کند ، ریشش بسوزد
گر شد از جور شما خانه ی موری ویران
خانه ی خویش محال است که آباد کنید
اشتباه نکینید!!! اینجا فلسطین نیست...اینجا حسینیه ی دراویشان نعمت اللهی
شهرستان بروجـــــــــــرد است که با خاک یکسان شده.....
فردای قیامت تمام افرادی که هر تهمتی که خواستند بر این دراویش زدند ، و
آنان که بدون تحقیق باور کردند ، در پیشگاه خدا و رسولش جوابگو باید باشند.
ای ماه من ، ای میر من ، ای کــعبه و ای پیر من
منظورم از مستی تویی ، ای عشق عالم گیر من
ای ماه من ، ای میر من ، ای کعبه و ای پیر من
بگذر که خواهم بگذری ، باز از سر تقـــصیر من
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در دوشنبه بیستم آبان 1387 ساعت 2:15 | لینک ثابت |
تاریخچه ی ساز دهنی(هارمونیکـــــــــــــا)
ساز دهنی(هارمونیکـــــــــــــا)
ساز دهنی یکی از آلات موسیقی از دسته سازهای بادی
است.
هارمونیکا دارای دو نوع اصلی است:
نوع اول آن در گام کروماتیک است و همانطور که انتظار می
رود، تمام نت های گام کروماتیک(اعم از پرده و نیم پرده) توسط
آن قابل اجراست.
از نظر ظاهر این ساز دارای یک کلید در انتهای آن است که با
فشردن آن ، چه در حالت مکش و چه در حالت دمش نت
مربوط به هر سوراخ نیم پرده بالا نواخته میشود .
ساز دهنی کروماتیک برای قطعاتی مناسب است که ملودی
قطعه در گامی با بیش از ۷نت است. به همین دلیل این ساز
معمولا در موسیقی پاپ ، جاز و کلاسیک استفاده می شود.
نو دیگر این ساز ، در گام دیاتونیک است . همان گونه که از نام
این ساز معلوم است، این نو ع هارمونیکا در گام های کروماتیک
ساخته می شوند و تنها دارای نتهای موجود در ان گام می باشند.
بنابراین بسته به گام یک قطعه موسیقی ، از هارمونیکا با کلید
همان گام استفاده می شود و برای نواختن سایر نتهایی که
در گام مربوط وجود ندارد از تکنیک های خاص زبان، حنجره و لب
استفاده می شود .
سازدهنی دیاتونیکی که ما هم اکنون می شناسیم ، در اوایل
قرن نوزدهم ، در آلمان ساخته شده است .
این ساز به وسیله ی موج مهاجرین ترک کننده آلمان ، به
ایالات متحده و بریتانیا برده شد. و در اواسط قرن نوزدهم ، در
سراسر جهان، نواخته می شده است .
به دلیل ارزانی این ساز ، بسیاری از سیاه پوستان فقیر آمریکا،
از این ساز برای نواختن تنهایی خود استفاده می کردند،
تا جایی که امروز این ساز ، به یکی از متداول ترین سازهای
موسیقی بلوز تبدیل شده است.
سازدهنی کروماتیک نیز در سال ۱۹۱۸ اختراع شد و در دهه ی
۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ به خصوص در اروپا ، بسیار مشهور شد .
به هر حال هارمونیکا ، سالیال سال است که در دستان میلیونها
نوازنده بوده است و صوای آن بیانگر احساسات ، هیجانات ،
شادی ها ، غمها ، و آرامش آنها بوده و خواهد بود.
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در چهارشنبه یکم آبان 1387 ساعت 0:42 | لینک ثابت |
عــــــــید سعــــــــید فطــــــــــر.......
کم کم غروب ماه خدا دیده می شود، صد حیف که این بساط
برچیده می شود....در این بهار رحمت و غفران و مغفرت،
خوشبخت آن کسی که بخشیده میشود
عید سعید فطر بر عاشقان مبارک باد
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در چهارشنبه دهم مهر 1387 ساعت 5:13 | لینک ثابت |
نیمه ی شعـــــــــبان...
حس غریب
تو همون حس غریبی که همیشه با منی
تو بهونه ی هر عاشق ، واسه زنده بودنی
تو امــــــید انتــــــــظاری ، تو دلای ناامید
مثــل دیـــدن ســــتاره ،تو شبای ناپدید
چه غریبونه گذشتن،جمعه های سوت و کور
هنوز اما نرسیدی،ای تجـــــــلی ظـــــــــهور
با توام با تو که گفتی، تکیه گاه عاشقایی
میدونم یه دنیا نوری،ساده ای،بی انتهایی
مثل لالایی بارون ، تو کــــویر بی صــدایی
تو خود عشقی ،میدونم،ناجی فاصله هایی
تو همون حس غریبی که همیشه با منی
تو بهونه ی هر عاشق ، واسه زنده بودنی
تو امــــــید انتــــــــظاری، تو دلای ناامید
مثــل دیـــدن ســــتاره ،تو شبای ناپدید
عمریه دلم گرفته ،گـــله دارم از جـــدایی
غایب همیشه حاضر، توکجایی، توکجایی...
ولادت حضرت مهدی(عج) بر عاشقان و منتظران واقعی این حضرت مبارک باد
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 ساعت 4:41 | لینک ثابت |
پـــــــــــــــــدر....
پـــــــــــــــــدر ....
ای پــــــــــدرای مظـــــــــهر رنـــــــج و تــــــلاش
بوسه ای بر پینه های دست تو خواهم گذاشت
صبح و شب دست علی همراه و یادت می کنم
یــــک ســــبد غنــــــچه نثـــــارت می کــــــــنم
علی ای پناه عالم تو چه مظهری خدا را
که نشان به خلق دادی ، جلوات کبریا را
علی ای امام اعظم، علی ای وصی خاتم
تویی آنکه به شناسی ز زمین ره سما را
علی ای شه ولایــــت، ز خلقتی تو غایت
نظری کن از عــــنایت، من زار بی نوا را
بجز از ولای مولا چه بود شـــفای دلــهــا
که دهد شفا دل ما ، طلبیم از او شفا را
ز علی مدد دمادم،به طلب به شادی و غم
مده از دو دست دامن ،شه مــلک لافتــا را
به ولایـــتت که مولا ،گره ام ز کار بگشا
برسان ز فرط رحمت،به اجابت این دعا را
ولادت مولای معظم حضرت علی (ع) رو به همه ی عاشقان واقعی راه این حضرت تبریک و تهنیت عرض میکنم
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 ساعت 2:6 | لینک ثابت |
مــــــــــــادر.....
مــــــــــــادر
مادر صفاتو قربون،
شوق نگاتو قربون
وقتی صدام می کنی،
زنگ صداتو قربون
کم نشه سایت از سرم،
الهی قربونت برم
اونی که فدات میشه منم
،ای همه جان و تنم
کسی جای تو رو تو قلب من،
نمی گیره هرگز
ارادتمندی در وجود من،
نمی میره هرگز
ای شاه بیت ترانه ی عشق،
ای وجود تو بهانه ی عشق
مادرم فکر نکن ،
حتی یه لحظه از تو غافلم
تویی گل سرسبز باغ و گلستان دلم
مادرم اینو بدون ، تویی تو دنیا
عزیز ترین کسم
دلم می خواد همش بگم
دوست دارم مادر ، با هر نفسم
ولادت حضرت فاطمه و روز مادر رو به همه ی مادران دنیا تبریک میگم
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در سه شنبه چهارم تیر 1387 ساعت 3:40 | لینک ثابت |
زنــــدگـــــــی...
زنــــدگـــــــی...
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود
صحـــــنه پیــــوســـته بـه جـــاســـــــت
خرم آن نغمـــه که مـردم بســـپارند به یــــاد
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در جمعه دهم خرداد 1387 ساعت 3:8 | لینک ثابت |
تــــــولــــدت مـــــــــــــــــــــــبارک
تــــــولــــدت مــــــــــــبارک
سلام بچه هااااااااااااااااااااااااا
امروز تولد یکی از دوستای خیلی خوبمه............
منم تصمیم گرفتم که توی وبم براش جشن بگیرم...
و همینجا میخوام بهش بگم فاطمه جون تولدت مبارک
تولد، تولد،تولدت مبارک
مبارک،مبارک،تولدت مبارک
بیا شمعا تو فوت کن
که ۱۲۱ سال زنده باشی
دریا حسادت میکنه ، به آبی خیس چشات
شب با هزار گیتار سرخ میاد به دنبال چشات
خون همه ستاره ها ، جنگل سبز زیر پات
تنور سرخ دست من ترانه می زنه برات
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 ساعت 3:17 | لینک ثابت |
تاریخچه ی آکوردئون
آکوردئون
آکوردئون یک ساز بادی است که نوازنده آن را بین دو دستش
میگیرد . در وسط مجاری هوایی قرار دارند که با جمع و
و باز شدنشان توسط نوازنده ، صدا تولید می شود.
در یک قسمت کیبورد کوچکی تعبیه شده که کلید های آن
وظیفه ی کنترل ورود هوا به مجاری را دارد و در سمت دیگر
جعبه ی بیس قرار دارد ، که معمولا آن نیز دکمه های
مخصوص خودش را دارد .
این ساز در اوایل قرن ۱۹ میلادی در اروپا اختراع شد.
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 ساعت 4:29 | لینک ثابت |
عـــــید اومــــده ... بـــــــهاره ...
عـــید اومـــده...بـهــــاره...
دوبـــاره رســــــیدن فــــــــصـل بــــــــهار
دوبـــــــاره نــــــو شــــــدن قـــــــول و قـــــــرار
دوبــــــاره مــــحبــت و آشـــــتی کــــــنون
خـــــوش بـــــاشــــیم تـو ایــن دو روز روزگــار
دوبـــــاره فــــــصل شـــــــکفــتن دلــــــه
دو بــــــاره کـــــنار گـــــذاشـــــتن گــــــــله
نــــــکــنه یــــه وقـــــتی یــــــادمـــــون بـــــــره
کـــــــه دیـــــگه یــــــر نــــمی گـــرده ایـــن بـــــهار
عـــــــید اومــــــــده،عــــــــید اومـــده،بـــــــــهاره
شــــــادی رو بـــــه خـــونـــمــــــون مــــی یـــــاره
عــــــــید اومـــــــده ، عـــــــــید اومـــــده،بــــــــهاره
هر چــی از خــدامی خـوای برات هـــدیه می یـــاره
بـــــیا تـــا دعــــا کـــــنیم دل خـــوشی از راه بـــــرسه
دلامــــونــــو وا کــــنیم کـــــه ایـــن روزا مـــقدســه
هـــــر کــــــی آرزو داره، بــــــه آرزوشــــــم بــــــرســـــه
لــحظه هــا رو بــشماریــم ســال نو از راه بـرســه
بـــچـینیم ســفره ی هفتــسین،بـشینیم کــنار هـم
از خــدای مـــهربون شــادی بـــخوایم بـرای هــم
عـــــــید اومـــــــده،عــــــــید اومــــــده، بــــــــهاره
شــــــادی رو بـــــــه خـــــونــــــمون مـــــی یــــــاره
عـــــــید اومــــــــده،عـــــــید اومــــــــده، بـــــــهاره
هــر چـی از خــدا می خـوای برات هدیه می یــــاره
بـــرآمــد بــاد صبــــح و بــوی نــوروز
بــه کــام دوســــتان و بــخت پیــروز
مــبارک بــادت ایــن ســال و هــمه ســال
هـــمایــون بـــادت ایــــن روز و هـــمه روز
فرا رسیدن نوروز ۸۷ رو به همه ی دوستان عزیزم تبریک میگم
امیدوارم سال خوبی داشته باشید
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در پنجشنبه یکم فروردین 1387 ساعت 4:17 | لینک ثابت |
تاریخچه ی ارگ
ارگ
ارگ از سازهای صفحه کلید دار است که نت های آن به
وسیله ی هوا تولید می شود. این ساز از قدیمی ترین
سازها در فرهنگ ارو پائی است و در اجرای موسیقی
مذهبی و کلیسائی از دیر باز به کار رفته است.
ارگ امروزه ۲ نوع اصلی دارد : «ارگ بادی» و «ارگ برقی»
ارگ بادی از یک ردیف لوله با اندازه های مختلف تشکیل
شده است که صدا از نوسان هوا در این لوله های صوتی
تولید می شود. در ارگ برقی مدار های الکترونیک نوسان
می سازند و بلند گویی صدا را به گوش می رساند.
برخلاف صدای پیانو که که عمری کوتاه دارد ، نت های
ارگ بادی تا زمانی که یک شستی ویا یک پدال را فشار
می دهیم ، ادامه می یابد و هوا نیز از درون لوله مربوط به
آن شستی عبور می کند . پیکر این ساز بسیار بزرگ و
صدای آن بسیار حجیم پر طنین است.
رنگ های درخشان ارگ های بادی که در مراسم مذهبی
کلیساها اجرا می شود ، فضای زیبایی به این مراسم می
بخشد.
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 ساعت 2:19 | لینک ثابت |
اگــــــــه جـــــــــــــرات داری کــــــــــــلیــــــــــک کـــــــــن.............!!!
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در یکشنبه پنجم اسفند 1386 ساعت 5:14 | لینک ثابت |
زندون غم.....
زندون غم
چشمای من میل به گریه داره ، می خواد بباره
دل نمی دونی که چه حالی داره،چه حالی داره
غصه بجز گریه دوا نداره ...... خدا نداره.....
هر چی تو دنیا غمه ماله منه
روزی هزار بار دل من می شکنه
دل دیگه اون طاقتا رو نداره ..... خدا نداره.....
پشت سر هم داره بد می یاره...خدا می یاره...
از در و دیوار واسه دل می باره .... خدا می باره
زندگی آی زندگی....... خسته ام ، خسته ام
گوشه ی زندون غم ، دست و پا ، بسته ام
هر چی تو دنیا غمه مال منه
روزی هزار بار دل من می شکنه
دل دیگه اون طاقتا رو نداره .... خدا نداره.......
پشت سر هم داره بد می یاره...خدا می یاره...
از در و دیوار واسه دل می باره..... خدا، می باره...
زندگی آی زندگی.......خسته ام ، خسته ام
گوشه ی زندون غم دست و پا ، بسته ام
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در سه شنبه سی ام بهمن 1386 ساعت 15:0 | لینک ثابت |
تاریخچه ی پیانو
پیانو
کلاویه پیانو: از قرن پانزدهم میلادی سازهای کلاویه دار
شبیه به پیانو در اروپا ساخته شدند.بعضی از این ساز ها
به نام«کلاویکورد» و «هارپسیکورد» هنوز در اجرای آثار
قدیمی به کار می روند. در این سازها با فشردن هر کلید
مضرابی ، زه را به صدا در می آورد. اولین پیانو به معنای
امروزی را «بارتولومنوکریستوفوری» در سال ۱۷۰۹ اختراع
کرد.
انواع پیانو : پیانو دیواری- پیانو اسپینت- پیانو کنسول-
پیانوحرفه ای-پیانوبزرگ
پیانو دیواری: پیانو های ایستاده و قد بلند که برای قرار
دادن کنار دیوار مناسب ترند.
پیانو اسپینت : پیانو اسپینت معمولا کوتاهترین نوع
پیانوهای دیواری و ارزان ترین نوع آنها هستند. ارتفاع این
پیانو از حدود ۹۰سانتی مترشروع می شوند و تا حداکثر
۱۰۰ سانتی متر ادامه دارد. جعبه صدای آنها کوچک و
سیستم انتقال نیرو آنها ساده ترین شکل خود را دارند،
به همین علت اغلب قیمت های مناسبی دارند و برای
مبتدی هایی که معلوم نیست در آینده نوازندگی را ادامه
دهند ، بسیار مناسب است.
پیانو کنسول : دسته ی بعدی پیانو های کنسول است
که از ارتفاع حدود ۱۰۰ سانتی متر شروع می شود و
تا حدود ۱۱۰ سانتی متر ادامه پیدا می کند. ساختمان
سازه آنها به گونه ای است که بدنه ای بسیار محکم وبا
دوام دارند و معمولا در آموزشگاه ها یا مدارس موسیقی
و نیز استودیوها برای تمرین از آنها استفاده می شود.
(اگر قصد دارید از ابتدا پیانویی بخرید که به احتمال زیاد
دیگر آن را عوض نکنید، حتما از نوع کنسول انتخاب کنید،
چرا که قیمت و دوام خیلی خوبی دارد.)
پیانو های حرفه ای : از ارتفاع ۱۱۰ سانتی متر به بالا
معمولا پیانو های حرفه ای شروع می شود، ارتفاع این
پیانو ممکن است در بهترین حالت به ۱۳۳ سانتی متر هم
برسد. فراموش نکنید که طول سیم ها ،کیفیت سیستم
انتقال نیرو، سایز های بالای این پیانوها از بسیاری از
پیانو های بزرگ «معروف به پیانو های رویال» که در ابعاد
کوچک ساخته می شوند، بهتر است.
پیانوهای بزرگ : همانند پیانو های دیواری ،پیانو های
بزرگ«رویال» در اندازه های مختلف ساخته می شوند که
تفاوت اصلی آنها با یکدیگر، در طول پیانو است. طول یک
پیانو بزرگ«رویال» از قسمت جلوی صفحه کلید تا انتهای
پشتی آن اندازه گیری می شود.امروزه با توجه به ساخت
صنعتی این پیانو ،قیمت آنها کاهش چشمگیر پیدا کرده به
گونه ای که می توان با بودجه نه خیلی زیاد اندازه های
کوچک آن را تهیه کرد. کوچک ترین اندازه این پیانو «نوزاد»
نامیده می شود. طول این پیانو ها از حدود ۱۴۵ سانتی متر
شروع می شود وتا حداکثر ۱۶۰سانتی متر ادامه دارد .
پیانو های «نوزاد» طرفداران بسیاری دارد چرا که ابعاد آنها به
گونه ای است که در بسیاری از خانه هامی توان برای
نگهداری آن محلی را اختصاص داد. طول سیم بلند ،
صفحه ی صدای وسیع و جعبه بزرگ از جمله وبژگی های
این پیانو است که به آن توانایی تولید حجم صدای بالا
می دهد. بزرگ ترین اندازه پیانو های بزرگ ممکن است
تا ۲۷۵ سانتی متر هم طول داشته باشدکه معمولا جز در
اجراهای بسیار جدی موسیقی و سالن های کنسرت های
بزرگ وتالار های اجرای موسیقی کاربردی ندارد. برخی از
این ساز هادر قسمت باس تعداد کلیدهای بیشتری هم
دارند و ممکن است بجای ۸۸ تا ۹۶ کلاویه داشته باشند.
پیانو ها در این بازه با نامهای «تیم کنسرت» یا «تمام کنسرت»
با توجه به طول آنها نیز نامیده می شوند.
مقایسه بین پیانو های دیواری و بزرگ:
اگر تفاوت قیمت و شکل ظاهری این دو ساز را کنار
بگذاریم تفاوت اصلی این دو ساز که بسیار هم قابل توجه
است،تنها در سیم انتقال نیرو از کلاویه ها به چکشها و
البته سیستم های خفه کن هر سیم است. این اختلاف
طبیعتا به این دلیل است که سیم های پیانو دیواری،
عمودی و سیم های پیانو های بزرگ افقی است. نمود
بارز این تفاوت، تفاوت حسی است که در هنگام نوازندگی
با این دوساز آن را احساس می کنیم. در پیانو های بزرگ
سیم ها افقی هستند وچکشها به صورت افقی از پایین
به بالا ضربه می زنند . برای همین هنگام زدن ضربه به
کلاویه ، نیروی انتقالی به چکش در جهت خلاف جاذبه ی
زمین است و این باعث می شود کلاویه پیانو بزرگ هنگام
زدن ضربه سنگین تر باشد برعکس هنگام برگشت چکش ،
جاذبه به برگشت آن کمک می کندو چکش سریع تر بر
می گردد و لذا نوازنده می تواند با سرعت بالاتری یک کلاویه
را در جا نواخته ونت هایی با تمپوی بالا روی یک کلاویه اجرا
کند . به همین دلیل معمولا سرعت پاسخگویی یک کلاویه
در پیانوهای بزرگ بهتر از پیانو های دیواری است ، اما در
پیانو های دیواری سیم ها و چکشها عمودی هستند و جاذبه
تقریبا تاثیر یکسانی به چکش چه در هنگام ضربه زدن و چه در
هنگام بازگشت ، وارد می کند . به همین علت سرعت اجرا
در پیانو های عمودی ، عموما از پیانو با کیفیت مشابه افقی
پایین تر است .
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 ساعت 1:20 | لینک ثابت |
السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین
بی تاب حسینم
این حسین است که از حشمت ثارالهی
خاتم دولت صد ملک سلیمان دارد
این حسین است که از پیرهنی خون آلود
صد چو یعقوب اسیر غم هجران دارد
این حسین است که گیسوی علی اکبراو
رشته ی انس به دلهای پریشان دارد
این حسین است که سرلشگر پرهمت او
تشنه لب اشک فشان مشک به دندان دارد
این حسین است که از خواهر سرگردانش
خیمه ی عشق به پا مانده و سامان دارد
این حسن است که از خرمن گلگون کفنان
گلشنی تازه تر از ، روضه ی رضوان دارد
قهرمان است حسین و زده بر سینه نشان
ز لب اصغر خود ، لعل بد اخشان دارد
آمد آن لاله ی خونین رخ صحرای بلا
که به دل داغ ، ز هفتادو دو قربان دارد
بی نظیراست حسان سفره ی احسان حسین
که به خوان کرمش این همه مهمان دارد
(عاشورای حسینی بر عاشقان حسین تسلیت باد)
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در شنبه بیست و نهم دی 1386 ساعت 4:4 | لینک ثابت |
تاریخچه ی ویولن
ویولن
ویولن یک ساز زهی و آرشه ای است. این ساز کوچکترین عضو
خانواده ی ویولن است. برای نواختن معمولا روی شانه ی چپ
قرار می گیرد، و با آرشه ای که در دست راست نوازنده است،
نواخته می شود.
سیم های ویولن از زیر ترین تا بم ترین سیم، به ترتیب زیر کوک
می شوند :
می:سیم اول ، لا:سیم دوم ، ر:سیم سوم ، سل:سیم چهارم
نوازندگی ویولن:
نقش این ساز چه در کنسرت های بزرگ و چه به طور جمعی و
انفرادی ، آنقدر پر اهمیت است، که آن را «شاه ساز ها» گفتند.
پیشینه ی ساز:
ویولن یک ساز ظریف و فرهنگیست و طبق نمونه هایی که ساخته
می شود، از ۵۸ قطعه ی مختلف که به طرز دقیقی که با هم جور
شده اند و وزن آن در حدود ۴۰۰ گرم می باشد که ابتدا توسط
سازنده ی ایتالیایی «گاسیارو برتولونی» اختراع شده است.
قطعات ویولن:
قسمت های ساز ویولن عبارتند از :
آرشه : یا کمان ترکه ای چوبی است که رشته های مویی دم اسب،
در طول آن کشیده شده است و به دو سر آن ثابت شده است.
تنه : جعبه ای که مابین تخته ی روئی و تخته ی زیرین و جداره های
طرفی محصور شده است.
دسته یا گردان : در واقع دنباله ی چوب آبنوس تکیه سیم هاست که
محل انگشت گذاری نوازنده در قسمت بالای آن قرار دارد. نوازنده ی
ویولن قادر است ، در تمام طول چوب آبنوس انگشت گذاری کند ، انتهای
دسته به جعبه ی کوچکی ختم می شود که سیم ها در درون آن به دور
گوشی های کوک پیچیده می شوند.
خرک : بین سیم ها و طبله ی ویولن قرار گرفته و فشار سیم ها آن را
عمود نگه می دارد. نقش خرک ان است که ارتعاش سیم ها را به طبله
و به جعبه ی ویولن منتقل می کندو نیز در داخل جعبه میله ای چوبی
تقریبا زیر خرک ، اندکی بلند تر از جدار طرفی قرار داده شده که شکل
گرده ماهی ، طبله و زیره را حفظ می کند.
گریف : از آبنوس ساخته شده است و در طول گردن ویولن چسپیده
است و تا میانه ی جعبه ی ساز ادامه دارد . گریف جایی است که
نوازنده با انگشت خود سیم را به آن می چسباند و به این ترتیب طول
سیم را کوتاه می کند و نت های مختلف را می نوازد.
سیم گیر : از آبنوس ساخته شده است و در فاصله ی اندکی با خرک
تا آخر تنه ی ویولن کشیده شده است. با زهی از جنس روده یا
پلاستیک به دکمه ای که در قسمت پایین جدار تعبیه شده بند می شود.
سیم ها : سیم ها از جعبه ی کوچک سر ساز آغاز شده در طول چوب
آبنوس ، تکیه گاه سیم ها ادامه یافته ۷ از روی خرک عبور کرده و در
سیم گیر مهار می شود . سیم های ویولن قبلا از روده ی گوسفند
«زه» ساخته می شد. امروزه در سیم های بم تر ، روی روده سیم
فلزی نازکی می پیچند و در سیم های زیر تر از مفتول فلزی تنها
استفاده می شود.
* نخستین سازندگان معروف ویولن در ایتالیا پیدا شدند .
«گاسپارو داسالو» نخستین ویولن حقیقی را ساخت، اما معروفترین
ویولن ها در شهر کرمونا ساخته شدند.
«آندره اماتی» و فرزندش «نیکولا اماتی» و شاگردش «آنتونیو استرادیواریوس»
بهترین ویولن های دنیا را تا کنون ساخته اند.
فهرست ویولنیست ها:
از میان ویولنیست های زنده ی ایران نیز که حرفی برای گفتن دارند،
می توان از «شادمهر عقیلی» نام برد که با وجود جوانی ، خالق آثار نو
و قطعات بی نظیر بوده است. او بر خلاف ویولنیست های تازه کار ایران،
که مقلدان صرف نت های غربی هستند و از خود چیزی ندارند و به نواختن
آهنگ های آماده ی دیگران مباهات می کنند ، دارای روحیه نوآوری
و خلاقیت شگفت آوری در نوازنگی این ساز می باشد.
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در پنجشنبه بیستم دی 1386 ساعت 2:15 | لینک ثابت |
تقدیمی
تقدیمی
سر سبز ترین بهار ، تقدیم تو باد
آوای خوش هزار ، تقدیم تو باد
گفتند که لحظه ایست،روییدن عشق
آن لحظه هزار بار ، تقدیم تو باد
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 18:8 | لینک ثابت |
تاریخچه ی ویولن سل
ویولن سل
خانواده ویولن شامل ۳ ساز است، که عبارتند از:
ویولن ، ویولا ، و ویولن سل
این ساز ها به ترتیب در منطقه ی زیر و میانی و بم
صدا می دهند.
ویولن سل یک ساز زهی و آرشه ای از خانواده ی ویولن است.
صدای این ساز در منطقه ی میانی ساز های این خانواده قرار
دارد.
ویولن سل بسیار از ویولن و ویولا بزرگ تر است. و آن را روی
پایه ای که به انتهای آن نصب شده قرار می دهند و می نوازند.
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت 3:12 | لینک ثابت |
تنهایی..........
تنهایی.......
سحرا وقته دعا،من به پرباریه ابرم،
به سبکبالیه باد، با خدا حرف می زنم
با خدا که موجه نورش،
توی لحظه هام می یاد
اون خدایی که همه عالم از اوست
رو بلندی های ابرا می شینه
می دونم که های هایه گریه هامو میشنوه
می دونم که اشکهامو می بینه
صدای اذون می یاد،میپیچه تو نفسه ساده ی صبح
رو لبام نشسته آه و دله من غرق گناه
سر بزارم روی سجاده ی صبح
اون به محراب نبیت می بره
به سراپرده ی دینم می بره
اون تسلای وجود
سره هر بود و نبود
به شکوه لحظه های بهترینم می بره
اون که تاریخ بلند کبریاش
تو دلا غریزه ی ستایشه
سر به سجدش می زارم تا بمیرم
واسه رفتن تنه من یه خواهشه
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 ساعت 1:43 | لینک ثابت |
تاریخچه ی گیتار
گیتار
گرچه گیتار، به شکلی که امروزه آن را می شناسیم، ساز نسبتا
جوانی است،اما تاریخچه ی اجداد آن از هزاران سال قبل حکایت
می کند.
طی سالهای بعد گیتار دستخوش تغییزات گوناگونی شد تا اینکه
بالاخره در قرن هجدهم به شکل امروزی آن که دارای ۶ سیم
می باشد ، درآمد. حتی کمی قبل در قرن هفدهم ، گیتار های
متداول کوچکتر و دارای فقط ۴ یا ۵ سیم بودند.
در اوایل قرن نوزدهم، شخصیتهای برجسته ی متعددی در اسپانیا و
ایتالیا ظهور کردند که جهت معرفی گیتار به عنوان یک ساز ارکستری
معتبر از هیچ کوششی دریغ ننمودند.
مهمترین ایت افراد «فرناندو سور» بود که در سال ۱۷۷۸ در بارسلون
اسپانیا بدنیا آمد .سور که در سال ۱۸۳۹ در گذشت ، تمام دوران
زندگی خویش را صرف اجرای کنسرت ، تدریس و همچنین ساخت
صدها اثر با ارزش برای گیتار نمود که از جمله این آثار قطعات تمرینی
ویژه افراد مبتدی و همچنین قطعات پیچیده و دشواری می باشد که
امروزه بیشتر نوازندگان گیتار در کنسرت های خود آنها را اجرا می
نمایند . او به قدری مستعد و دارای چنان جایگاه والایی در جهان موسیقی
بود که «فتیس» منتقد بزرگ فرانسوی او را «بتهوون گیتار» لقب داد.
متاسفانه پس از یک دوره از محبوبیت گیتار کاسته شد و این عدم
محبوبیت کماکان ادامه یافت تا اینکه بالاخره در اواخر قرن نوزدهم ، به
همت «فرانسیسکو تارگا» در اسپانیا، و«آگوستین باریوس» در
آمریکای جنوبی ،این ساز دگر بار ارزشهای والای خود را بازیافت.
گرچه تارگا در خانواده فقیر بدنیا آمده بود ، ولی به سبب عشق فراوانی
که به این ساز داشت ،موفق شد با غلبه بر دشواری های بسیار ، به
چنان نوازنده چیره دست و آهنگساز بزرگی بدل گردد که امروزه نوازندگان
گیتار تکنیک های نوینی را که او پایه گذاری کرده است به خدمت می گیرند.
باریوس از نوابغی بود که کارهای تارگا را هم از نظر تکنیکی و هم از نظر
آهنگسازی گسترش داد و به دلیل قابلیتهای نوازندگی فوق العاده اش
به «پاگانینی گیتار» شهرت یافت .
جالب است بدانید که باریوس اولین نوازنده ی گیتار بود که آثارش بر روی
صفحات گرامافون ضبط شد.
«آندره سگوویا» در طی ۷۰ سال فعالیت خستگی ناپذیر ، چنان اعتباری
به گیتار بخشید که امروزه گیتار به یک ساز کلاسیک کاملا جدی بدل
شده است.
نوازندگان برجسته ی گیتار کلاسیک که امروزه مطرح می باشند:
«آلیریو دیاز» ، «جان ویلیامز» ، «جولیان بریم» و «پپه رومرو» که
ازسنتهای اساتید پیشین خود پیروی می کنند و از طریق کنسرتها ، ضبط آثار
و همچنین تدریس گیتار ، نوید دهنده ی آینده ای درخشان برای گیتار
کلاسیک می باشند.
عده ای عقیده دارند که این ساز اسپانیا اصل است و به عقیده ی عده ای
دیگر این ساز مکزیکیست. به هر حال متعلق به هر کجا که باشد متعلق
به ایران نیست . اما این ساز در چند سال اخیر در ایران خیلی طرفدار
پیدا کرده است و روز به روز بر طرفداران آن افزوده می شود .
هر ساز بر پایه نتی بنا شده ، و گیتار سازی است که بر پایه نت سوم
یعنی «می» بنا شده است .
این ساز دارای ۶ سیم است ، که این سیم ها از پایین به بالا به این ترتیب
نت بندی شده اند:
«می» ، «سی» ، «سل» ، «ر» ، «لا» ، «می» که برای سهولت
در حفظ آن به ملارسول «سی می» معروف است.
این ساز بسیار زیباو خوش آهنگ ، که جزء یکی از سخت ترین سازهاست
و یکی از سازهای اساسی در کنسرتها به شمار می رود، چون ما در کل
۳ ساز مکمل داریم که عبارتند از :پیانو ، گیتار و ارگ که باید حداقل یکی
از این ۳ ساز در کنسرت ها اجرا شوند.
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در جمعه بیست و سوم آذر 1386 ساعت 17:14 | لینک ثابت |
خلوت دل
خلوت دل
واسه من که دل شکستم،از همه زمونه خستم
اگه مستیم نباشه ، می پرستیم نباشه
دیگه چی تو زندگیم ، درمون دردای منه
اگه می خونه نباشه ، پس کجا جای منه؟
من می خوام به خونه ی خدا برم
اگه می خونه نرم ، کجا برم؟
اگه قلبمو شکستن، همه ی درارو بستن
در می خونه که بازه،مستیم که چاره سازه
بعد از این سراغمو از شب می خونه بگیر
بعد از این سراغمو از می و پیمونه بگیر
من می خوام به خونه ی خدا برم
ا گه می خونه نرم ، کجا برم؟
نمی خوام کنار این مردم بی وفا برم
پیشه کی عاشقو دیونه و بی ریا برم
آخرش مستای می خونه به دادم می رسن
ساغی و شراب و پیمونه به دادم می رسن
بعد از این سراغمو،از شب می خونه بگیر
بعد از این سراغمو ،از می و پیمونه بگیر
من می خوام به خونه ی خدا برم
اگه می خونه نرم ، کجا برم؟
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در جمعه بیست و سوم آذر 1386 ساعت 2:33 | لینک ثابت |
تاریخچه ی قانون
قانون
قانون سازی است ایرانی الاصل که در حمله ی اعراب به ایران ،این
ساز توسط ایرانیان به دسته ی فراموشی سپرده شد،و به راحتی
به اعراب واگذار گردید.
قانون یکی از قدیمی ترین ساز های ایرانی است که توانایی بیان
گوشه های موسیقی ایرانی را دارد ولی متاسفانه مدت مدیدی
است ،که در سرزمین ما ناشناخته مانده، در حالی که در کشورهای
همجوار سالهاست که از این ساز استفاده شده است.
قانون را باید سازی از اوایل اسلام دانست. کلمه ی «قانون» از نظر
لغوی در زبان عربی به معنای «قاعده» است ، ولی از نظر موسیقی
نام سازی است ، متعلق به خانواده قدیمی سیتار که در قرون وسطا
به اروپا آورده شده است.
این ساز دارای یک جعبه ی چوبی به شکل ذوزنقه است که به وسیله
ی دو انگشت سبابه و دو مضراب نواخته می شود .
سیمهای ساز، به تعداد ۲۴X ۳= ۷۲ ، به فواصل دیاتونیک کوک می شود،
برای برای تأمین تغییر های کوچک کافی است ، جهت «کلید های»
کوچکی را که برای هر صدا ،پس از گوشی کوک تعبیه شده ،تغییر دهیم.
سطح فوقانی «قانون» متشکل از پوششی چوبی ، به شکل ذوزنقه
است که سمت راست نوازنده ، قسمتی کم و بیش باریک، آزاد است که
به ۵ خانه چهار گوش تقسیم شده ، روی ان پوست می کشند.
گاه ۴ تکه جداگانه یا یک تکه ، روی پوست خرک نصب می شود که به ۵پایه
در زیر پوست تکیه می کند.
در طرف چپ نوازنده ۲۶ گوشی ۳تایی به طور عمودی، و ۱۵۸ کلید تغییر
دهنده ی کوچک مسی ،یا فلزی دیگر ، قرار دارند به این ترتیب بر روی
هر ۳ سیم هم صدا، ۱۶ کلید ،در محلی که سیم ها به گوشی ها می
رسند، مورد استفاده قرار می گیرند.
با این کلید ها صدای ساز در هر ۳ سیم جداگانه ، اندکی به دلخواه زیر و
بم می شود ، اما تنظیم کوک به وسیله ی گوشی ها صورت می گیرد.
هر گاه نوازنده بخواهد در مقام دیگری بنوازد ،با دست چپ کلید ها را بالا یا
پایین می برد و در همین حال با دست راست روی سیم ها می نوازد.
نوازنده ی قانون در حالی که روی صندلی نشسته ، ساز را در هنگام
نوازندگی روی زانوی خود می گذارد .(تا ۵۰ سال پیش ، ساز خیلی پایین تر
از بدن نوازنده قرار می گرفت).
اجزای تشکیل دهنده ی ساز قانون :
۱-جعبه ی ذوزنقه ای شکل ، ساخته شده از چوب
۲-پرده گردان: کلید های کوچک و متحرک که در سمت چپ ساز بعد از
شیطانک نصب شده است و باعث تغییر صدا می شود .
۳- شیطانک
۴- محل گره سیم ها
۵- سیم ها( هر ۳سیم با یکدیگر هم صدا کوک می شوند)
۶-گوشی ۷- خرک ۸- پایه خرک ۹- شبکه های صوتی۱۰-صفحه ی رو
۱۱- صفحه زیر ۱۲- ضلع کوچک ۱۳- ضلع بزرگ ۱۴ - پوست
۱۵- حلقه های مضراب ۱۶-مضراب ۱۷-کلید کوک
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 20:47 | لینک ثابت |
عشــــــــق..........
عشق........
در دلم ابر تو می بارد، عشق
سینه ام داغ تو را دارد، عشق
باورم نیست کسی از غم تو
دل دیوانه نیازارد ، عشق
باورم نیست کسی زخم تورا
بر دل خون شده نگذارد ،عشق
آن غریقم که نترسد از موج
تن به دریای تو بسپارد ، عشق
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 4:7 | لینک ثابت |
تاریخچه ی عود
عود
عود یک ساز ایرانی است که در حمله ی اعراب فراموش شدو اعراب
نامه ی آن را «عود» نهادند ، اما در اصل نام عود، بریط است که در
شعرهای شاعران قدیم در مورد این ساز بسیار یاد شده است.
در فرهنگ قدیمی سومر عود یک آلت موسیقی شناخته شده نبوده
است. نیاز به چنین سازی در حقیقت به دوره ی آکاد بر می گردد، سازی
که توسط شاه شجاع استفاده می شد سازی جدید بود که «گودی»
نامیده می شد، نامی که احتمالا از زبان عربی استخراج شده است.
مردمی که در آن دوره زندگی می کردند معتقد بودند که این ساز توسط
قبایل کوچ نشین اختراع شده است، زیرا سبک بوده وبه راحتی حمل
می شده است.
به هر صورت امروزه ، با توجه به دوره ی اسلامی معطوف می باشد،
بر طبق یافته های «انیس اسپایک» که در سال ۱۹۷۲ مطرح گردید،
طرحهایی که عود را نشان می دهد به طور معمول در روی ظرفهای گلی
یافت شده و در حفار های شوش موجود می باشد .
نوعی از عود یا بدنه ای بیضی شکل موجود می باشد که به نظر می رسد
توسط یک فرد خاص مانند یک «ساحر» نواخته می شده است.
ساختاراین عود توسط «ایخمان» در سال ۱۹۸۸ به دست آمد. این نوع
عود در کناره هایش سوراخ نداشته است وکاسه ی آن بیضی شکل بوده
است.
نوعی عود با کاسه ای گرد در لرستان وجود دارد که از «برنز» ساخته شده
است.
این ساز از زمان امپراطوری جدید نیز دیده شده است .
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 3:28 | لینک ثابت |
خورشید تابنده
خورشید تابنده
ای ماه من،ای میر من،ای کعبه و ای پیر من
منظورم از مستی تویی،ای عشق عالم گیر من
از مستیم منظور تو ،خم خانه تو، انگور تو
جانا سراپا نور تو، از می تویی تفسیر من
آزاده ی دل بسته ام،دل بسته ی وارسته ام
صد پاره ی نکسسته ام،ای عشق تو زنجیر من
بی می کجا می خواره ام،بی لطف تو بیچاره ام
غم دیده ی غم واره ام،ای وای از این تقدیر من
از عشق زیباتر تویی ، از اشک والاتر تویی
از گریه بالاتر تویی ، در این شب دل گیر من
ای ماه من ، ای میر من،ای کعبه و ای پیر من
بگذر که خواهم بگذری ، باز از سر تقصیر من
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 2:50 | لینک ثابت |
تاریخچه ی تنبک
تنبک
چنانکه فرهنگ ها می نویسند در قدیم دف یا دایره کوچک راکه چنبر
آن از روی و برنج ساخته می شد، خمبک یا خنبک می گفتند.
بنابراین روئینه ی «خم» که شاید شبیه به تاس بوده ،کوچک کرده و
تغیراتی مناسب مجلس در آن داده اند که به آن نیز «خمبک یا تنبک»
گفته اند، واین در واقع مادر تنبک یا ضرب امروزی است و پس از تکامل
به صورت تنبک یا ضرب کنونی در آمده و به همین نام شهرت یافته است.
کتابهای لغت در معنی تنبک می نویسند: دهل کوچکی بوده است که
دم درازی داشته ، که آن را زیر بغل می گرفتند و می نواختند.
این ساز ضربی به تدریج رو به تکامل نهاد و در سده های اخیر به صورت
کنونی درآمده است.
از میان سازهای ضربه ای موسیقی ایرانی «تنبک یا ضرب» کاملترین
سازی است که تا کنون ساخته شده است، و همچنین آن را از گل پخته
و چوب می ساختند و اکنون نیز می سازند.
معمولا روی ضرب پوست بره می کشند و برای نوع گلی بزرگ آن را در
زورخانه ها به کار می برند ، از پوست گوسفند استفاده می کنند.
بهترین تنبک یا ضرب ها ساخت شیراز بوده که اکنون نیز بیشتر زنهای
چادرنشین اطراف شیراز به ساختن آن اشتغال دارندو آن را از چوب گردو
و چوب دیگری از درخت های مخصوص فارس می تراشند.
ساختمان تنبک استوانه ای مانند است، مختلف القطر به طول ۴۰
سانتیمتر، در ۲ قسمت متساوی شامل گردن و شکم.
تنبک از نظر ساخت ونقش مهمی که در موسیقی ایفا می کنند،مورد
توجه اروپایی ها که در سده ی اخیر به ایران آمده اند قرار گرفته است.
تنبک های بزرگی که از گل پخته و به وسیله ی کوزه گران ساخته
می شد و بر روی آن پوست آهو یا گوسفند می کشیدند،در زور خانه ه ا
به کار می رفت، و ضرب از ارکان عمده در ورزش های باستانی بود.
اکنون نواختن ضرب در زورخانه ها به عهده ی کسی است که به او
«مرشد» می گویند.
ساز های ضربه ای مانند:«دف و تنبک» که در مجالس عیش و سرور
و محافل انس به کار می رفته اند به نغمات نوازندگان و اشعار خوانندگان
روح و جان می بخشیده و شنوندگان را به انبساط در می آورد.
از عهد ناصری به بعد نوازندگان به نامی در ضرب ظهور کردند که در نواختن
آن و خواندن تصنیف و اشعار ضربی شهرت به سزایی داشتند.
تنبک و ساختمان آن :
ساختمان این ساز ضربه ای پوستی به شکل استوانه ای است که یک
سوی آن را با پوست پوشانیده اند و طرف دیگرش باز است .
جنس این استوانه ممکن است از چوب یا فلز یا گل پخته باشد که به
تجربه ثابت شده که نوع چوبی آن بهتر از دو نوع دیگر است.
فرم یا شکل ظاهری این ساز در نواحی مختلف فرق می کند .
ساختمان تنبک اندازه ی کاملا مشخصی ندارد و به اندازه های گوناگون
ساخته می شود.
تنبک از ۵ قسمت تشکیل شده است :
۱- پوست ۲- دهانه ی بزرگ ۳- تنه ۴- نفیر یا گلویی ۵- کالبیر یا دهانه ای
پوست تنبک:
پوست از حساس ترین قسمت های آن به شمار می آید که از جنس
پوست بز میش و بره آهو ، است اما پوست کهنه بز یا میش بهتر است.
در صورتی که پوست تنبک در اثر گرما زیادتر از حد معمول خشک و کشیده
شود ،حدالامکان باید از آب زدن به آن خودداری کرد چرا که آب زدن اگر چه
ممکن است به طور موقت پوست را خوش صدا کند ولی در اثر تکرار باعث
خرابی و بد صدایی آن می گردد . لذا برای جلوگیری از این کار بایدهمیشه
تنبک را در گرما وارونه روی زمین یا موزائیک گذاشت تا پوست به تدریج
رطوبت زمین را جذب کند تا احتیاجی به آب نداشته باشد.
دهانه ی بزرگ :
در حقیقت همان دهانه ی گشاد یا فراخ ساز را تشکیل می دهد ،که
پوست روی آن کشیده می شود . اندازه ی قطر دهانه ی بزرگ یک میزان
استاندارد نیست (بزرگی و کوچکی) ، واز لحاظ شکل ظاهری شکل
دایره است.
تنه :
این قسمت ازساز کاسه طنین یا کاسه ی آکوی تنبک را تشکیل می دهد.
تنه باید ار رو عاج داشته باشد ولی از داخل صاف باشد.
(منظور از عاج،شیار هایی است که روی تنه به موازات دهانه بزرگ ایجاد
می شود).
نفیر :
قسمتی از بدنه ی تنبک است که دارای قطر کمتری نسبت به تنه بوده و
و از آن باریکتر است که از یک طرف به تنه و از طرف دیگر به دهانه ی کوچک
شیپور مانند ختم می شود .
برای ساخت تنبک معمولا از چوب درخت گردو ، توت و افرا و چوبی معروف به
جنگلی استفاده می کنند و این ساز برای همراهی کردن آلات موسیقی به
کار می رود و با دو دست نواخته می شود.
نوشته شده توسط الــــــــهـــــــام در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 0:12 | لینک ثابت |